محمود حسن ديوبندى
3
تفسير كابلى (فارسى)
تفسير : اينجا ذكر يهود است . چون نفاق زياد در يهود موجود بود ، و در عصر فرخندهء رسالت پناهى منافقان عموما يهود بودند ، يا با يهود روابط و دوستى داشتند و برطبق مشورهء آنها رفتار مىكردند ، ازين جهت ، در قرآن كريم يهود و منافق اكثرا يك جا ذكر شدهاند . خلاصه ، مطلب آيت « 1 » اين است كه اينها از خدا و پيغمبران وى منكرند ، و مىخواهند ميان خدا ( ج ) و انبياء تفريق كنند ، يعنى به خدا ايمان آرند ، و بر پيغمبران وى ايمان نيارند ، و بعضى از پيغمبران را بپذيرند ، و بعضى را نپذيرند ، و مطالبشان اين است كه در ميان اسلام و كفر مذهب جديدى براى خود ايجاد كنند ! اينچنين مردم اصلا و حقيقتا كافرند ، و براى آنها عذاب خوارى و ذلّت آماده است . فايده : ايمان آوردن به خدا ( ج ) آنگاه اعتبار دارد كه به پيغمبر عصر خود تصديق كنند ، و حكم وى را بپذيرند . بدون تصديق به پيغمبر ايمان به خدا ( ج ) درست نمىشود و اعتبارى ندارد ؛ بلكه يك پيغمبر را تكذيب نمودن برابر است به آنكه خدا و همه پيغمبران را تكذيب كنند . يهود چون حضرت پيغمبر ( ص ) را تكذيب كردند ، گويا به خدا و همه پيغمبران تكذيب نمودند ، و كافر حقيقى محسوب شدند . وَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ لَمْ يُفَرِّقُوا بَيْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ أُولئِكَ سَوْفَ يُؤْتِيهِمْ أُجُورَهُمْ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيماً ( 152 ) و كسانى كه ايمان دارند به خدا و پيغمبرانش ، و تفرقه نكردهاند ميان هيچيك از ايشان ؛ اين گروه ، زود مىدهد ايشان را ( خدا ) ثوابشان را ؛ و هست خدا آمرزگار ، مهربان . تفسير : كسانى كه هيچيك از انبياء را جدا نكردند ، بلكه به خدا و همه پيغمبران وى ايمان
--> ( 1 ) . مقصود آيه